Storyline
لولا دختر جوان زیبایی است که قرار است بچه دار شود اما پدر کودک را نمیشناسد. او به اول پَکو و سپس آتالفو میگوید که فرزند اوست. این باعث میشود که دوستان دشمنی ورزیده و از لولا جدا شوند. در نهایت تأمل میکند و برمیگردد تا تصمیم بگیرد که عشق به او و مراقبت از فرزند چقدر اهمیت دارد. سپس میبیند که کدام یک به فرزند نزدیکتر است، اما در واقع هیچکدام حاضر به پذیرش مسئولیت فرزند نیستند.