Storyline
در نزدیکی وینکل بروک یک آسیاب بادی زیبا وجود دارد. آسیابان، وانس کاپنس، کسی است که همه راهها، بهویژه دور زدنها، را برای رسیدن به هدفش میشناسد. او به ویژه به پسرش آنتون افتخار میکند. آنتون معلم، رهبر گروه موسیقی، نقاش... و به عنوان بزرگترین شوخیکننده در وینکل بروک شناخته میشود. از طریق ازدواج آنتون با لوئیزا از کارخانه آبجو، آسیابان امیدوار است که دوباره مالک یک قطعه زمین شود. اما آبجوساز پیر تسلیم نمیشود. وانس سپس از طریق شهردار دور میزند.