Storyline
نوجوان نجیبزادهای به نام الکسهی فدیاهشِف در املاک روستایی خانوادهاش در حال بیحاصلی است، روزهایش را با خواندن شعر و اعتراف به عشقش به تندیس میگذراند. با شنیدن اینکه کنت کالیوسترو مشهور در حال گشتوگذار در روسیه است و با «اسحر»، در میان روشنفکران و اهل جشنها غوغا به پا کرده، تصمیم میگیرد از کنت بخواهد تندیس را زنده کند...