Storyline
به دعوت دیانا، کاترین از خانه فرار میکند. دختر احمق به زودی در گرداب گرفتار میشود. او با مِیس، مردی بدنام در شهر، آشنا میشود و به او جذب میشود. دکتر بازبِی، پزشکی دیوانه، در مِیس مردی را میشناسد که باعث مرگ دخترش شده است. کمی بعد، کاترین شخصیت واقعی مِیس را کشف میکند. او از خشم دیوانه میشود و به او چاقو میزند.