Storyline
یک روز پاک، یک راننده تاکسی که از بازنشستگی امتناع میکند، در یک پارک با هوی، یک پدر مجرد بازنشسته، ملاقات میکند. اگرچه هر دو به طور مخفیانه همجنسگرا هستند، اما به خانوادههایی که با تلاش و اراده ساختهاند، افتخار میکنند. اما در آن ملاقات اولیه کوتاه، چیزی در آنها آزاد میشود که سالها سرکوب شده بود. در حالی که هر دو مرد تاریخچههای شخصی خود را بازگو میکنند، آنها همچنین به آیندهای ممکن با هم فکر میکنند.