خط داستانی
براون با فراوانی بیش از حد محبت دست و پنجه نرم میکند و همسر و مادرزنش او را به طرق مختلف از نارضایتی خود مطلع میکنند. براون دوستی دارد که هرگز خانواده براون را ملاقات نکرده و در حین اینکه با مادرش است، با خانم براون آشنا میشود. او آنها را برای یک سواری با اتومبیل دعوت میکند و به محض اینکه خانم براون نشسته، اتومبیل را روشن میکند و مادرش را پشت سر میگذارد. اما آن خانم محترم به دنبال ماشین میدود و حاضر نیست گم شود. دوستش به براون خبر داده که در یک رستوران با او ملاقات کند و براون مقدار زیادی شامپاین خوشمزه یخزده آماده کرده و منتظر مهمانانش است. او وقتی همسرش وارد میشود و به زودی مادرزنش هم میرسد، شوکه میشود و آنها برای لذت بردن از مهماننوازیاش مینشینند.