خط داستانی
برانچو بیلی یک مرد بد معمولی است. داستان با او شروع میشود که در یک شهر کوچک در غرب تیراندازی میکند و ساکنان را تقریباً به مرگ میترساند. کلانتر به همراه معاونانش او را از کشور بیرون میکند. صبح روز یکشنبه، جماعت در کلیسا در حال آواز خواندن هستند. بوردمن، یک مرد بد دیگر، و شاگردانش جلسه را به هم میزنند. کشیش از جلسه بیرون رانده میشود.