خط داستانی
بین پدران توافق شده است که فرزندانشان با یکدیگر ازدواج کنند. وقتی جوانان ملاقات میکنند، شوهر آینده که ظاهری کمی بیپروا دارد، به شدت عاشق دختر میشود، اما او او را رد میکند. او دو جوان را رشوه میدهد تا دختر را ربوده و خود را به عنوان قهرمان نشان دهد و او را نجات دهد. با این حال، او نمیداند که یکی از "ربایندگان" جوانی است که مابل واقعاً به او علاقه دارد و دوست صمیمیاش که البته از این فریب لذت میبرد.