خط داستانی
فرانسوا ویلون، ولگرد، شاعر و فیلسوف، و دوستش کالین، از کمپ ولگردها خارج شده و به سمت پاریس حرکت میکنند. در مسیر به این شهر، قلب ویلون با دیدن اخراج یک زوج سالخورده از خانه فقیرانهشان تحت تأثیر قرار میگیرد. او سپس کیف خود و کالین را خالی کرده و به بیدال پول میدهد و سفرشان را ادامه میدهند. در حالی که از گرسنگی رنج میبرند، آنها کیفهای دو راهب چاق را "میزنند". به خاطر این تخلف، هم ویلون و هم کالین دستگیر شده و به زندان میافتند. این فیلم و "به خاطر پرتوهای خورشید" از اولین فیلمهای باقیمانده چانی هستند.