خط داستانی
زمانی که یک بانک در آستانه ورشکستگی است، رئیس آن، جورج فولر، از ثروت خود برای پوشش خسارات استفاده میکند. اما بیخبر از فولر، مونو رو سیمونز، معاون او، در حال تضعیف بانک برای اهداف خود است. سپس تام ویلیامز، که عاشق دختر فولر، اتل است، از دایی خود، کارآگاه مشهور "اسمیت پچ پچ کن" میخواهد تا این پرونده را بررسی کند.