خط داستانی
جاشوا آنسون ثروتمند انتظار دارد پسرش چادویک با زنی از طبقه خودشان ازدواج کند، اما به شدت ناامید میشود وقتی چادویک عاشق دختر کارخانه، ماری مککلینتاک میشود. آنسون نقشه میکشد تا این رابطه را با به دام انداختن ماری در یک موقعیت خطرناک خراب کند، اما او باهوشتر از او عمل میکند و با چادویک ازدواج میکند. آنسون تسلیم نمیشود و به عروسش ۱۰۰,۰۰۰ دلار پیشنهاد میدهد تا از پسرش طلاق بگیرد، اما ماری دوباره او را فریب میدهد و پول را میپذیرد، طلاق میگیرد و سپس دوباره با چادویک ازدواج میکند. آخرین حقه ماری احترام پدرشوهرش را جلب میکند و او در نهایت به این زوج برکت میدهد.