خط داستانی
دوروتی پرکینز، بزرگترین دختر یک خانواده ساده و سالم روستایی، برای تحصیل در رشته معماری به شهر بزرگ میرود. پس از برنده شدن در یک مسابقه، او موفق میشود و با مانتی رودز، پسر خانوادهای اشرافی آشنا میشود. با وجود مخالفتهای والدینش، مانتی و دوروتی ازدواج میکنند، اما خانم رودز به طور مداوم دوروتی را به خاطر نداشتن تربیت مناسب تحقیر میکند. وقتی او بالاخره موفق میشود دوروتی دلشکسته را به خانوادهاش برگرداند، مانتی اشتباه خود را درک میکند و به دنبال او به روستا میرود، جایی که او با همسرش و روابط ضعیفشان خوشبختی را پیدا میکند.