خط داستانی
سال 1860 آغازگر عصر کشتیهای آهنی است. ریچارد سیبلی، سازنده کشتیهای چوبی، به شدت در برابر این تغییر مقاومت میکند و این امر او را وادار میکند تا ازدواج دخترش، رز، با جان رهد، حامی روش جدید، را ممنوع کند. این بیعدالتی به شدت خواهر جان، گرترود، را خشمگین میکند و او نامزدیاش با پسر سیبلی، سم، را به هم میزند. در همین حال، جان و رز به طور مخفیانه با هم فرار میکنند.