خط داستانی
بتّی عاشق ساموئل هایدن میشود، که پس از نجات از غرق شدن یک کشتی به ساحل آمده است. مردی که خود را مذهبیترین فرد شهر میداند، مردی مهربان را که او را "شیطان" مینامد، به سرقت از ساموئل متهم میکند. به زودی از این افترا خسته میشود و سعی میکند رابطه بین بتّی و ساموئل را خراب کند و او را از سوی پدر سختگیرش بیرون کند. بعدها مشخص میشود که ساموئل یک مجرم فراری است. این افشاگری منجر به مجموعهای از ماجراجوییها میشود که در آن شخصیت واقعی ریاکار روستا و "شیطان" آشکار میشود، به طوری که اولی وحشی و دومی سخاوتمند و نیکوکار است.