خط داستانی
یک بارون شیاد دختری را از یک تصادف کالسکه نجات میدهد و او را در حین طوفان به یک مهمانخانه دورافتاده میبرد تا پناه بگیرد. او امیدوار است که بتواند به خواستهاش برسد. در واقع، او ملکهای است که به صورت ناشناس سفر میکند و ساکنان وفادار آنجا او را شناسایی میکنند. بارون کجبین مدام در تلاش است تا به اتاق خواب ملکه و سپس به اتاق خواب همسر صاحب مهمانخانه برود.