خط داستانی
زیرا او در حین تصادف در دریا، کشتی و مسافرانش را ترک کرد، یک همکار کشتی گواهینامه خود را از دست میدهد. او که نمیتواند در دریا کار پیدا کند، شغلی در یک پست تجاری میگیرد و در نهایت به مدیریت کسبوکار میرسد. او عاشق دختر صاحبکارش میشود و رهبری روستای محلی را با پسر راجا به اشتراک میگذارد. اما یک روز، گروهی از دزدان دریایی به روستا حمله میکنند و او با شگفتی میبیند که دزدان دریایی هیچکس جز کاپیتان ظالم کشتی سابقش و خدمهاش نیستند.