خط داستانی
جی. پی. فیپانی با روحیه خوب، خانهاش را از دست میدهد و به همراه همسر و دخترش به جاده میزند. واگن آنها در یک تصادف اتومبیل با جیمی پیکت خراب میشود، که عاشق دخترش آیدا میشود. از طریق یک سوءتفاهم مربوط به مادیان فیپانی، همسرش جوزفین و آیدا به زندگی با بستگان میروند. فیپانی ناامید مادیان را به پدر جیمی میفروشد، پول را برای همسرش میفرستد و سپس ناپدید میشود. در همین حال، جیمی آیدا را پیدا کرده و او را از عشقش قانع میکند. مادیان در یک مسابقه بد رانده میشود و یک دور را میبازد، اما فیپانی ظاهر میشود و او را به پیروزی میرساند، که پس از آن آشتی بین شوهر و همسر رخ میدهد.