خط داستانی
دو تعمیرکار خوشحال، ادی و تامی، در حال اضافهکاری هستند تا نمایشگاه سفر بزرگ فروشگاه را برای نمایش آماده کنند. در بیرون، آنها یک فروشنده روزنامه فقیر را میبینند که با حسرت به چیزهای زیبا در ویترین نگاه میکند. بنابراین آنها تصمیم میگیرند او را به داخل ببرند و برای جلب توجه او با هدیههایی از قفسههای فروشگاه رقابت کنند. در هیجان شادی خود، متوجه نمیشوند که دختر این بازی سرگرمکننده را به عنوان حقیقت میگیرد. وقتی او متوجه میشود که باید هدیههای ادعایی را برگرداند، فرار میکند.