خط داستانی
گومز، دون روبرتو را ربوده و او را برای باج نگه داشته است. اسمیت برای نجات روبرتو و دخترش، در اردوگاه گومز شغلی پیدا میکند که ظاهراً برای تعمیر اسلحههایشان است، اما در واقع آنها را طوری تعمیر میکند که خراب کار کنند. وقتی گومز از آزاد کردن او امتناع میکند، اسمیت اسبش را برای کلانتر میفرستد.