خط داستانی
اولیو نوعی مدرسه شبانهروزی را اداره میکند. او یک کاسه بزرگ اسفناج به شاگردانش میدهد، اما آنها چندان از آن خوشحال نیستند. پوپی میآید و ارزشهای اسفناج را نشان میدهد: او مقداری اسفناج به یک درخت میدهد که بزرگ میشود و میوههای مختلفی میدهد؛ او به یک مرغ میدهد که دوازده تخم میگذارد و خودش هم مقداری میخورد تا در برابر یک بوکسور که از کنار میگذرد، مقاومت کند.