خط داستانی
یک کشیش وودو سیاه از باتلاقهای لوئیزیانا برای انتقام از مالک مزارع سفیدی که معتقد است شوهرش را کشته، بیرون میآید. زن جادوگر قدیمی، ماندی، به همراه دخترش کلویی پس از پانزده سال به خانه باتلاقی خود بازمیگردند. کلویی به اندازهای جوان بود که چیز زیادی از باتلاق به یاد نداشته باشد، اما زمانی ماندی کشیش وودو معروفی در این مناطق بود. اما پس از اینکه سفیدپوستان شوهرش سم را به دار آویختند، او دختر کوچک خود را برداشت و به ایورگلیدز رفت. به نظر میرسد در سالهای گذشته کمی دیوانه شده و با قسم انتقام دیرهنگام از مردم سفیدپوست قاتل بازگشته است.