خط داستانی
کریستوفر پاول در مالزی با نامزدش و پدرش در حال شکار حیوانات وحشی است. در حین شکار، او توسط یک ببر مورد حمله قرار میگیرد و راهنمایان محلیاش فرار میکنند و او را به حال خود رها میکنند. اما آن ببر، حیوان خانگی اولاه، یک زن جوان زیبا است که در جنگل بزرگ شده است. او کریس را نجات میدهد و به غار خود میبرد، جایی که او را بهبود میبخشد و عاشقش میشود. وقتی او در نهایت به اردوگاه برمیگردد، اولاه او را دنبال میکند. نامزدش حسادت میکند و بومیها نیز اولاه و ببرش را دوست ندارند که همه اینها منجر به مشکلات زیادی میشود.