خط داستانی
آلمان، ۱۸۹۰: پس از دریافت دیپلم دبیرستان، هانس به هایدلبرگ میرود تا تحصیلات دانشگاهی خود را آغاز کند. اما ابتدا میخواهد از داییاش، کشیش هاپ، در روستای کوچک روزنائو دیدن کند. در اینجا دوباره با دخترعمو و دوست دوران کودکیاش، آنی، ملاقات میکند. آنی فرزند نامشروع خواهر کشیش هاپ است که تربیت او را به این مرد مذهبی سپرده است. کشیش محافظهکار شگیورسکی مدام سعی میکند آنی را متقاعد کند که به صومعه نزدیک بپیوندد و بدین ترتیب "گناه" مادرش را جبران کند. و فرار از آزارهای کشیش برای دختر شاداب روز به روز سختتر میشود. وقتی هانس میرسد، احساسات قدیمی شهوت دوباره به سطح میآید.