خط داستانی
ایرنا که از زندگیاش ناامید شده، شوهرش زنون را ترک کرده و به پاریس میرود. او در آنجا زندگی آزادانهای با معشوقهاش دووال دارد. میلیاردر گایست، که عاشق پنهانی اوست و به طور زیرکانهای باعث جدایی شوهرش شده، از این موضوع مطلع میشود. زنون ناامید که سعی در خودکشی دارد، تحت مراقبت پرستار نلی قرار میگیرد که همچنین از دختر کوچک تولی مراقبت میکند؛ بین آنها رابطه عاطفی شکل میگیرد. در همین حال، ایرنا که به دعوت میلیاردر برای ازدواج با او به ورشو بازمیگردد، با پیچیدگیهای بیشتری بین خود، گایست، معشوق و شوهرش مواجه میشود.