خط داستانی
شخصیت اصلی داستان، فلورا، معلمی است که میخواهد در روستا تدریس کند، مطابق با شغل و سوگندش. زیبایی و پاکی او او را در تضاد با مقامات محلی و خانواده زمیندار روستا قرار میدهد. با آگاهی از حقیقت خود، او به آنها چالش میکشد، اما تنها میتواند بر حمایت کشیش پیر تکیه کند. ایستوان ناگی جونیور، پسر زمیندار بیکار و فاسد، عاشق فلورا میشود و عشق او را تغییر میدهد: او به طرف او میرود و ریاکاران شهوتران را افشا میکند.