خط داستانی
در راه خود به آفریقا، دون پیهترو، یک کشیش جوان مبلّغ، چمدانش در ایستگاه ناپل دزدیده میشود. در تلاش برای بازیابی چمدانش، متوجه میشود که شهر ناپل چقدر بدبخت است. سپس تصمیم میگیرد که مأموریتش در ناپل است. او 'شهر بچهها' را ایجاد میکند، پناهگاهی برای بچههای فقیر، معروف به 'اسکونزی' (بچههای خیابانی)، با هدف هدایت آنها به مسیر درست. اما برخی از بچهها قوانین را رعایت نمیکنند و از آن 'خانه' به عنوان مکانی مناسب برای پنهان کردن محصولات دزدی خود استفاده میکنند...