خط داستانی
هکتور و ماریا پس از هشت سال دوباره با هم ملاقات می کنند. او به عنوان شعبده باز در کاباره ها کار می کند و او خانه ها را می دزدد. ماریا هکتور را قانع می کند تا شعبده باز شود و با هم کار کنند. زندگی به نظر می رسد به آنها لبخند می زند تا روزی که ماریا به شهری دیگر سفر می کند و وضعیت زوج تحت تأثیر رویدادی ناگوار قرار می گیرد.