خط داستانی
بیمار شماره هفت که سالها به اشتباه در بیمارستان روانی نگهداری شده از شدت بیرون میگریزد و سفرى پرتلاطم را در خارج از بیمارستان آغاز میکند. با نقاب نقاشی، با رفتارش خام و بامزه باعث آشوب میشود و زندگی ناهموار غریبان را مختل میکند. در راه با مارلنه، زنی جوان که به جذابیت غیرمتعارف او علاقهمند است، رفیق میشود، که شوهر حسودش از این کار ناخرسند است. با بزرگتر شدن مرز بین جنون و عقلانیت، این فیلم با طنزی بیپروای به پرسش درباره اینکه چه کسی واقعاً «دیوانه» است میپردازد. با حضور یادگاری لیریوت که به یاد ماندنی است، این کمدی اساسی به مثالهایی میپردازد که آیا واقعاً دیوانهای وجود دارد؟