خط داستانی
برلین دهه شست و شصت. ساخت دیوار برلین نه تنها شهر را تقسیم می کند بلکه خانواده ریخلین را نیز از هم جدا می سازد. مادر اینگلور با همسرش هانِس و فرزند کوچکتر در بخش شرقی شهر زندگی می کنند، در حالی که دختر بزرگ تر که ازدواج کرده بیاته در برلین غربی است. حتی وقتی او اولین نوه را به دنیا می آورد، مادربزرگ تازه آیین شده اینگلور نمی تواند به دیدار خانواده بنشیند. اجازه سفر فقط یک سال بعد صادر می شود. اما پیوند خانوادگی که قبلاً محکم بود با جدایی طولانی تضعیف می شود. پسر برند از بقیه خانواده دوری می گزیند، چون نامزد جدیدش به تازگی از زندان در پی تلاش برای فرار از جمهوری آزاد شده است. بنابراین مادر اینگلور تقریباً باید شاهد فروپاشی خانواده اش باشد.