نمایش خط زندگی
Lifeline Express
ژنتی نیکو فاطسو انگ به طور جدی از بودا میخواهد برادر کوتولهاش تایگر را از مرگ زودهنگام نجات دهد. در شعلهٔ عاطفی، او نیمی از طول عمرش را بهجای تایگر وقف میکند تا او را بیابد. به نظر میرسد که این کار نتیجه میدهد... خیلی خوب. فاطسو سال قبل توسط رازی بزرگ به نام غرایم دهان بزرگ شنیده بود که عمر طولانی خواهد داشت، اما حالا این فال او را تغییر داده است. در همین حال، تایگر با جان تازه زندگی میکند و تلاش میکند وارد رابطهٔ جنسی با سه پرستار خوشنمک شود. فاطسو با پیروی از نصیحتِ غرایم دهان بزرگ از لذت جنسی دوری میکند تا شانسی برای تغییر خوبِ بدبختیاش داشته باشد. او به ششبههٔ مغز خود میپرد و بهبود را در بیمارستان دنبال میکند. تنها امید نجات او خانم روانشناس عجیبوغریب است که به علوم ماوراء طبیعی ایمان دارد.