خط داستانی
لارسن، یک شاعر جوان در اسلو دهه ۲۰، دوست دخترش را ترک میکند تا یک سال به عنوان یک تلهگذار در گرینلند شرقی زندگی کند. او با یک ملوان/تلهگذار پیر و ظاهراً خشن به نام راندبک و یک دانشمند به نام هولم همراه میشود. در یک کلبه کوچک در کنار هم و در حالی که زمستان قطبی آغاز میشود، رابطهای پیچیده و شدید از عشق و نفرت بین راندبک و لارسن شکل میگیرد، که هر دو بیشتر از آنچه که بخواهند شبیه یکدیگر هستند. این یک درام روانشناختی و فیزیکی قدرتمند است که در پسزمینهای از مناظر سرد و خشن قطب شمال قرار دارد.