خط داستانی
روزائورا، زن مذهبی و دیندار، در یک روستای ماهیگیری با خواهرش ماریا زندگی میکند که از زمانی که شوهر حسودش کشته شده، دیگر به خدا ایمان ندارد. با اینکه روزائورا مورد توجه ماهیگیر خوزه قرار دارد، او او را رد میکند. پدرو، یک سوارکار، به محل او میآید و شروع به آزار ماریا میکند تا اینکه موفق میشود او را به تصرف خود درآورد. این مرد یک جنایتکار است که معمولاً با ماهیگیران تقلب میکند و به کسانی که جرات میکنند با تبرش با او مقابله کنند، آسیب میزند. وقتی این شرور سعی میکند به روزائورا تعرض کند، خوزه، ماهیگیر، هر کاری که لازم باشد برای انتقام از توهین انجام میدهد. علاوه بر این، مردان دیگری نیز در حال جستجوی پدرو هستند.