خط داستانی
آلیس، زن جوانی که در خانه خوشحال نیست، مادر پسری کوچک به نام پیر است. او به یک پزشک جوان علاقهمند میشود و برنامهریزی میکند که با او و پسرش فرار کند. در نهایت، بدون در نظر گرفتن حق محروم کردن پیر از پدرش، از این کار صرفنظر میکند. بیست سال میگذرد، پیر بزرگ شده و به برادر کوچکترش، ژان، مشکوک میشود که فقط ناتنی اوست. این شکها او را آزار میدهد و مادرش به او اعتراف میکند که در گذشته اشتباهی کرده است. در مواجهه با این اعتراف، پیر کسی را که زندگیاش را برای او فدا کرده، رها میکند.