خط داستانی
حیوانات در مزرعه اوزوالد خرگوش از کار خود بسیار راضی هستند. به ویژه مرغها از شغل خود به عنوان تولیدکنندگان تخممرغ لذت میبرند. درست است که یک مرغ وقتی تخمش خیلی کوچک است یا نمیتواند تخم بگذارد کمی مضطرب میشود. اما به طور کلی، اوضاع خوب است. این وضعیت زمانی تغییر میکند که یک شبح به نام افسردگی از زبالهها برمیخیزد و به سراسر جهان ترس و وحشت میپراکند. رکود بزرگ آغاز شده و تمام کشور، از جمله مزرعه اوزوالد را مسموم کرده است. حالا خروسها بیحال هستند و مرغها در حال سرگردانی هستند. اوزوالد برای کمک به دکتر میدود. اما دکتر پیل به پوستر رئیسجمهور، فرانکلین دلانو روزولت اشاره میکند. "این دکتر شماست!" او اعلام میکند. به زودی، اوزوالد در کاخ سفید است و در عجله برای دیدن افدیآر، معاون رئیسجمهور را به زمین میزند. روزولت آهنگ "اعتماد به نفس" را میخواند و به خرگوش مقدار زیادی از آن را میدهد.