خط داستانی
یک پادشاه و ملکه به مناسبت تولد دخترشان جشن میگیرند، اما یک پری فراموششده او را نفرین میکند که با نیش زدن به دوک بمیرد. پری دیگری نفرین را نرم میکند و به او اجازه میدهد که به مدت صد سال بخوابد. با وجود تلاشها برای حذف تمام دوکها، پرنسس انگشتش را نیش میزند و به خواب میرود، به همراه تمام قلعه. صد سال بعد، یک شاهزاده با یک بوسه او را بیدار میکند و همه را زنده میکند. آنها ازدواج میکنند و حصار خارها ناپدید میشود.