خط داستانی
مشکلات یک زوج جوان متاهل با مادر و مادرشوهر بیش از حد محافظتکننده. معمولاً این داستان با یک عروسی به پایان میرسد، اما این بار آغاز میشود. پزشک جوان پتر دووراک با مارتا هابوا، زن جذاب، ازدواج میکند. با این حال، ماه عسل آنها به ونیز به طور غیرمنتظرهای با مادر بیوه مارتا، زنی ثروتمند، مهربان اما بسیار فراموشکار، پیچیده میشود. ابتدا اجازه عبور از مرز را ندارند زیرا چیزهایی را که او به طور مخفیانه برای سفرشان بستهبندی کرده بود، اعلام نکردهاند و سپس به خاطر اینکه مادرشوهر در فراموشیاش، چیزهای بستهبندی شده را دزدیده شده گزارش میدهد، شب را در زندان میگذرانند. تعجبی ندارد که این ازدواج جوان به زودی به لرزه در میآید...