خط داستانی
اگرچه سامی، یک تعمیرکار، به همسر مشکوک خود، فانی، وفادار است، اما او به طور مداوم در موقعیتهای خطرناکی با زنان برهنه قرار میگیرد. در حالی که سامی و فانی در حال تماشای یک فیلم هستند، یک نمایشگر جذاب که در کنار سامی نشسته است، لباسهایش را در میآورد و آنها را روی پای او میگذارد. فانی با نتیجهگیریهای نادرست، شوهرش را کتک میزند. روز بعد در محل کار، سامی در حال خیالپردازی درباره دختران زیبا است که در حالی که او با تی، جارو و گردگیر موسیقی مینوازد، لباسهایشان را در میآورند. در حالی که به سمت یک زیبایی منتظر شیرجه میزند، با همسرش برخورد میکند که در حال چرت زدن و نظارت بر او بوده است. او دوباره او را کتک میزند. سپس سامی و فانی به دیدن یک پزشک میروند، اما به طور تصادفی به دفتر یک کلوب مستعمره برهنگان میرسند.