خط داستانی
حسرو، که در آدانا زندگی میکند، دو پسر دوقلو به نامهای تایفور و نکمی دارد. به همین دلیل، دشمنش به مزرعه حنفی حمله میکند و سعی میکند بچهها را بدزدد. اما او فقط موفق به دزدیدن تایفور میشود. سپس تایفور را با یکی از مردانش به استانبول میفرستد. تایفور و نکمی بدون اینکه از یکدیگر باخبر باشند بزرگ میشوند. سالها بعد، پس از مرگ حسرو، نکمی با مادر و خواهرش به استانبول نقل مکان میکند. در اینجا، مسیرهای نکمی و تایفور به هم میرسد.