خط داستانی
در گفتگویی در آپارتمانش در پاریس، سیدونی-گابریل کولت، بازیگر، رقصنده و رماننویس، در مورد اینکه آیا باید به فیلم پیشنهادی درباره خانههایی که در آنها زندگی کرده است، چراغ سبز بدهد، فکر میکند. او تأکید میکند: «دیگر عکاسیام خوب نیست»؛ نزدیک به 80 سال، ازدواجها، رابطه با ناتنی و همجنسگرایی متناوب در گذشتهاش، اکنون حتی از ذکر آرتروز که او را محدود و مورد حمله قرار میدهد، امتناع میکند. کولت زنده و پرانرژی است. فیلم جذاب یانیک بِلُن، به اندازه هر شعر دیلکسن، مطالعهای از زوال است و به فیلمی که کولت، چند سال قبل از پایانش، گفته که نمیخواهد انجام دهد، منتقل میشود. او با صدای خود به بازگشت به خانهاش در سن-سواور-آن-پویزه، یون، جایی که به دنیا آمده است، میپردازد.