خط داستانی
مردی بر روی نردبان با یک سطل و یک برس، پوستر نمایشگاه امپراتوری بریتانیا را نصب میکند - "چرا به ومبلی نرویم؟". جری در حال راه رفتن و خواندن یک روزنامه است. در یک حباب فکر بالای سرش میتوانیم ببینیم که او به مسابقات اسبدوانی، تات و پول فکر میکند (فکر میکنم!). او آنقدر در فکر است که مرد پوستر را از نردبانش به زمین میاندازد. مرد بسیار عصبانی میشود و با برسش جری را به زمین میزند. جری ستارهها را میبیند.