نگهبان کوچک زندگی
The Little Life Guard
دان آنیته را با فخر فروانی که دارد از عشقِ او آدریان میبرد. در ساحل آدریان از جِزبههای لاری، نجاتغریق، دربارهٔ «شجاعت»ش برای گروهی دخترِ جوانِ معجب شنود میکند و از او راهنمایی میخواهد. لاری روی لباس شنا خود مدالهایی میدوزد و او را دوباره به سوی آنیته روانه میکند. سپس دان و آدریان بر سر ادعاهایِ شجاعتشان به زد و خورد میافتند و آنیته تصمیم میگیرد با وانمود کردن به اینکه در حال غرقشدن است، به ارزیابیشان بپردازد. آدریان سعی میکند آن را نجات دهد، اما هر دو در جریان جزر و مد گیر میکنند و نجاتدهندهٔ هر دو به عهدهٔ لاری است.