لاپیزلازولی - در چشم خرس
Lapislazuli - Im Auge des Bären
در میانه بیابان کوهستانی آلپ شهاب سنگی درخشان به یخچال برخورد می کند و پسری نئاندرتال را از یخ بیرون می آورد تا زندگی دوباره به او ببخشد این پسر بهاتا با سوفی که از کلبه تعطیلات در کوه ها فرار کرده است آشنا می شود در ابتدا زبان و زمان آنان را از هم جدا می نماید اما به سرعت درمی یابدند که اشتراکاتی دارند سوفی مادرش را از دست داده است و در خانواده جدید ترکیبی جایگاه خود را پیدا می کند و بهاتا نیز احساس رهاشدگی می کند و آرزوی بازگشت به خانواده اش را دارد