خط داستانی
سانچو، یک اسپانیایی جاهطلب، برای گرفتن شغلی که دوستش آلونسو به او وعده داده بود، به مانیل میرسد. اما با رسیدن به فیلیپین درمییابد که دوستش تحت شرایط عجیبی ناپدید شده است. سانچو در جستجوی یافتن آلونسو، خود را ناخواسته در گردابی از جهان زیرین فحشا، قاچاق مواد مخدر و پلیس فاسد مییابد که از سوی کلاریس، دوستدختر آلونسو که یک فاحشه جوان است، هدایت میشود. در طول تحقیقاتش، که چیزی جز فرار به پیش نیست، سانچو به پشت صحنه این بهشت گرمسیریِ پر از آبجو ارزان و زنان زیبای قابل خریداری برمیخورد. او با تصمیمی هولناک روبرو میشود: انتخاب بین دوستش و آنچه قبلاً بوده، و معشوقهای که دیوانهوار عاشقش شده است.