خط داستانی
در آینده، جوزف برای یافتن یک نویسندهٔ ایتالیایی به کتابفروشی میرود. حین جستوجو در پایگاه داده نام «فیرنزه» را میجوید و داستان زنی را که سی سال پیش ملاقات کرده است بازگو میکند. لیسبون، ۲۰۰۷: جوزف کشمکشدار آمریکایی، عضو اوپوسدی است، برای برگزاری نمایشگاهی در کلیسای جامع لیسبون به لیسبون آمده است. نمایشگاه آینهای افسانهای به نام «آینهٔ سنت فرانسیس قدیسٔ آسّیسی» را به پرتغال میآورد که گفته میشود به سنت فرانسیس اجازه میداد فردای بهتری را ببیند. در روز رفتن، جوزف در ایستگاه قطار با جیولا، نویسندهٔ ایتالیایی زیبا و بیباکی روبهرو میشود و با او پیوندی فورى برقرار میکند. جیولا به جوزف میگوید آمده تا به دنبال یک خوانندهٔ پرتغالی مرموز بگردد که پدرش با او رابطهای داشت در لیسبون پیش از آنکه برای نبرد در جنگهای مستعمراتی پرتغال از آنجا برود.