ملکه درنا
König Drosselbart
روزی روزگاری، شاهزاده خانمی زیبا اما مغرور وجود داشت که به همه شاهزادگان و پادشاهانی که خواستار دست او بودند، تمسخر میکرد. او همچنین به پادشاه درنا نیز تمسخر میکرد. پدرش آنقدر عصبانی شد که دستور داد با اولین گدایی که به دروازه قلعه میزند، ازدواج کند.