خط داستانی
فیلمی درباره کارگردان سوئیسی به نام س. است که در حال ساخت مستندی درباره تنها ماندگی در شهر نیویورک است. این کار با ترکیب مستند و داستانی به شکلی سرگرمکننده، صنعت روزافزون را نشان میدهد که برای افراد تنها و کسانی که دنبال شریک هستند خدمات ارائه میدهد و سازمانهای فراوانی که در این زمینه فعالیت میکنند را به تصویر میکشد. س. با جدیت خبرنگاری همه چیز را پی میگیرد، از فاصلهای ابتدایی برخورد میکند اما با گذشت زمان به طور فزایندهای به موضوع شخصی خود پیوند مییابد. او نمیتواند زن دلخواهش را بیابد؛ زنی را که در پرواز به نیویورک دیده بود، به ذهنش میچسبد. تنها چیزی که میداند نام او، میشیل، و این که در بوستون موسیقی تحصیل میکند، است. تلاشهای تلفنی او نتیجهای ندارد و تصمیم میگیرد به بوستون برود. در آنجا به تمام مدارس موسیقی سر میزند و پوسترهایی در خیابانها به چاپ میرساند. سرانجام میشیل با او تماس میگیرد و س. عاشق میشود. داستان فیلم با وضعیت شخصی او همگرا میشود و فاصله دیگر ممکن نیست.