خط داستانی
نائوسوکه، خدمتگزار اوکاجیما یاسوئمون، خود را وقف آقایش کرده بود. روزی، آقایش اوکاجیما یاسوئمون در برابر مردم آبرویش را از دست داد. این انتقامی بود از اونو، کارو (وزیر) که فرصت کسب درآمد از فروش یک عتیقه تقلبی به لرد را از دست داده بود. اوکاجیما به لرد گفت که آن عتیقه تقلبی است. اوکاجیما تحقیر اونو را تحمل کرد. اما خدمتگزارش نائوسوکه نتوانست. اما او چه کاری میتوانست انجام دهد؟ اونو برتر از آقایش بود. نائوسوکه برای آقایش جانش را نیز فدای او میکرد. اما کشتن اونو آبروی آقایش را خراب میکرد. او میخواست ننگ آقایش را پاک کند. چه باید کرد؟