خط داستانی
میلی و ناتان از دبیرستان در بندنگ باهم دوست بودند. ناتان دانش آموز باهوشی است که دوست دارد به mila در مطالعه کمک کند. میلی دختری شوخ است و به ناتان می گوید جدی نباشد. آنها به هم علاقه داشتند تا اینکه ناتان به دانشگاه رویاهایش در جاکارتا رفت اما میلی همچنان در بندنگ ماند. ناتان تصمیم گرفت با او قطع رابطه کند تا تمرکز بیشتری روی تحصیلش داشته باشد. میلی از دانشگاه خوشش نمی آید و می خواست رمان نویس شود. آنها همچنان به یکدیگر دلتنگ بودند تا اینکه میلی در نهایت واقعاً دانشگاه را ترک کرد و کتابی نوشت.