خط داستانی
در تابستان سال هفتاد و هشت، یک ماه به توافقنامههای صلح کمپ دیوید مانده است اما میشل از امور جهان نگران نیست. دختر هفتسالهاش مایا هنوز بلد نیست بخواند و بنویسد و معلم میخواهد او را یک سال عقب بیندازد. میشل به میدان میآید و قول میدهد تا پایان تابستان مایا بتواند بخواند، بنویسد و به سطح درس بعد برود. اما این تابستان پر از شگفتی برای خانواده خواهد بود. پدر میشل، رییس که بیست سال است گمشده، ناگهان بازمیگردد و گذشته تاریک خانواده و اسرار پنهان را به همراه میآورد. تا پایان تابستان میشل و خواهرش نائومی با گذشتهای که تلاش داشتند دفنش کنند روبهرو میشوند و این فرایند دردناک اما رهاییبخش، آنها را به مسیری نو هدایت میکند.