باطری
Battery
پگاهش، افسر تازهکار پلیس، از سوی مقامی بالادستی به خاطر درخشانی در رسیدگی به پرونده با نفرتی فوری مواجه میشود. بازرس راتنام توسط مردی نقابدار که باتریهای تاریخگذشته را با فشار در دهان او میگذارد کشته میشود. یک صنعتگر پزشکی نیز به شیوهای مشابه از دنیا میرود. قاتل با این شیوه غیرمعمول کیست و چرا این کار را میکند و آیا دستگیر میشود یا نه؟